حميد محمد قاسمى

36

تمثيلات قرآن ( فارسى )

3 - نزديك كردن راه و تنزّل معارف بلند گاه مىشود كه براى اثبات يك مسئلهء عميق منطقى و عقلانى بايد انسان به استدلالات مختلفى متوسّل گردد كه باز هم ابهام اطراف آن را گرفته است ، ولى ذكر يك مثال روشن و كاملا هماهنگ با مقصود ، چنان راه را نزديك مىسازد كه تأثير استدلالها را افزايش مىدهد و از ضرورت استدلالات متعدد مىكاهد . بسيارى از مباحث علمى در شكل اصيلش تنها براى خواص قابل فهم است و توده مردم استفاده چندانى از آن نمىبردند ، ولى هنگامى كه با مثال آميخته و به اين وسيله قابل فهم گردد مردم در هر حدّ و پايه‌اى از علم و دانش باشند از آن بهره مىگيرند . بنابراين مثالها به عنوان يك وسيلهء تعميم علم و فرهنگ كاربرد غير قابل انكارى دارند . « 1 » مثل از يك سو معارف را تنزّل مىدهد و از سوى ديگر انديشه را بالا مىبرد و اگر مطلبى در سطح فكر مخاطب قرار گرفت قابل ادراك او مىشود . مانند آنكه براى آشنائى با نسبت روح به بدن ، آن را به رابطهء ناخداى كشتى با كشتى يا ارتباط زمامدار با جامعه مثل مىزنند و مىگويند : « الروح فى البدن كالسلطان فى المدينة و كالرّبان فى السفينة . » « 2 » 4 - تأثيرگذارى بر مخاطب تمثيل را مىتوان يكى از بهترين روشهاى بلاغى دانست كه بيشترين تأثير را در نفوس دارد . « 3 » تمثيل ، ترسيم خيال است ، كه در وهم حالت تجسّد پيدا مىكند و شنونده يا بيننده را چنان تحت تأثير قرار مىدهد كه گمان مىكند شخصا در معركه حضور دارد و حوادث را از نزديك مشاهده مىكند . گاهى قدرت ترسيم به قدرى بالاست كه شنونده يا بيننده گمان مىبرد خود قهرمان معركه است . « 4 »

--> ( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 10 ، ص 173 . ( 2 ) . تفسير تسنيم ، ج 2 ص 525 . ( 3 ) . تفسير المنار ، ج 1 ص 167 . ( 4 ) . علوم قرآنى ، محمد هادى معرفت ، ص 308 .